آری، به آه گاه به گاهی بسنده کن
درد دل تو را چه کسی گوش میکند ؟
ای در جهان غریب ! به چاهی بسنده کن
دستت به گیسوان رهایش نمیرسد
از دوردستها به نگاهی بسنده کن
سرمستی صواب اگر کارساز نیست
گاهی به آه بعد گناهی بسنده کن
اهل نظر نگاه به دنیا نمیکنند
تنها به یاد چشم سیاهی بسنده کن
سجاد سامانی
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ توسط شهاب
غزل معاصر...ما را در سایت غزل معاصر دنبال میکنید
برچسب: بسنده, نویسنده: بازدید: 231 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:36